نور ونیلوفر
۰ - سلام
۱۰ - قبل از هر چیز به دلیل گرفتاری های روزافزون امکان انجام امر خطیر و دشوار
اطلاع رسانی بروز شدن وبلاگ برایم مقدور نیست دوستانی که مایل اند از بروز شدن این
وبلاگ آگاهی یابند نام و ایمیل شان را در بخش خبرنامه در آخز ستون سمت چن وارد نمایند
تا از بروز شدن وبلاگ مطلع شوند ممنون
۲ - تصمیم داشتم این پست را صرفا به اطلاع رسانی و غزل اختصاص بدم اما ابتدا اجازه
بدهید مطلبی را بگویمدر جلسه نقد دومین مجموعه غزلم(نور ونیلوفر که ششم دی
ماه در فرهنگسرای انقلاب برگزار شد جنتب مهردادفلاح که یکی از منتقدین کتاب
بود مطلبی را در مورد کتاب گفت که در آن چلسه به دلیل فشردگی برنامه ها فرصت نشد
جوابی بدهم و شاید هم نخواستم آنجا این بحث را مطرح کنم اما دوست دارم اینجا چندکلمه
ای درمورد صحبت های جناب مهرداد فلاح بنویسم چون احساس می کنم آن حرفها نه فقط برای
کتاب من بلکه خطاب که کل موجودیت غزل امروز بود
جناب فلاح درآن جلسه بعد از مقدمه ای کوتاه درمورد وضعیت غزل وسپید و
مطرح کردند چکیده ی حرفشان این بود که حتی در صورت تحقق کامل استفاده از تکنیک
های مدرن شعر امروز در غزل هم درنهایت تناقض عدم تطابق فرم سنتی غزل و تکنیک
های مدرن وجود دارد ایشان در ادامه بحث درمورد کتاب بندهاین طور فرمودند که: "من از این
کتاب لذت فنی بردم و این کتاب انتظار مرا با توجه به پیشینه ی ذهنی ای که از غزل داریم
برآورده نکرد و بیشتر غزل ها تکنیکی و فنی بوده فاقد آن اصول و خصوصیات
غزل اصیلما بودند."این قبیل صحبت ها را بار ها از زبان بسیاری دیگر از شاعران محترم
سپید نویس مدرن و نه تنها برای شعرهای خودم که برای غزلهای دیگر دوستان هم شنیده ام
و هر بار هم به تناقض آشکاری دراین صحبت هابرخورده ام وآن تناقض در دید دوگانه آنها
نسبت به شعر استچراکه همین دوستان وقتی بحث شعر سپید می شود سرسختانه معتقدبه
استفاده از انواع تکنیکهای زبانی/ ساختاری /موسیقیایی/ و... هستند و حتی به تبع همین
ذهنیت سپید های شاعرانی مثل احمد رضا احمدی / مفتون امینی/ رسول یونان/ و... راچندان
نمی پسندند اما همین افراد درمواجهه با غزل مدرن وپیشرو امروز که همین تکنیکها را
بهره می برد دادشان درمی اید که این غزل فنی ست و غزل اینطوری نمیشود و من آن لذتی را
که از غزل انتظار دارم ندیدم یعنی در حقیقت این دوستان انتظار دارند غزل همچنان در فضای
سنتی و تزئینی یک قرن فبل بماند تا به اصطلاح این دوستان بتوانند ارآن لذت ببرند البته همه
می دانند که این بحث ها صرفا به این جهت است که اگر این دوستان روزی قبول کنند که غزل
توانسته خودش را بروز کرده و فضاها و تکنیکهای شعر امروز ایران و حتی دنیا را
وارد فرم اصیل خود کند و به مخاطب لذت بدهد در حقیقت همان روز موجودیت شان زیر
سئوال خوهد رفت چرا که اینها تنها اختلاف و وجه برتری خود را نسبت به غزل در همین تکنیک
های مدرن بکار رفته در شعرشان می دانند و در حقیقت تنها راه بقای خود را درنفی غزل
و اعتقاد به مردن این قالب می بینند
چیزی که شعر نیمایی و سپید از بدو تولد به آن تاکید داشته است درحقیقت اینها خود را فرمی
در کنار دیگر فرم های ادبی نمی بینند بلکه خود را زائیده ی مرگ آن فرم ها می دانند در
صورتی که بزرگانی مثل نیما وشاملو اگر از مرگ ادبیات سنتی حرف می زدند بیشتر به وجه
تفکرو جهان بینی و زیبایی شناسی و در کل به دهنیت سنتی ادبیات مورد نظرشان بود و اگر
نفی فرم می کردند به جهت اعتقاد به عدم گنجایش تفکر و ذهنیت امروزین شان در آن قالب بود
قبلا هم در مطلبی دیگر در این وبلاگ به این بحث اشاره کرده ام و زیاداطاله کلام نمی کنم
الغرض انگار این درگیری غزل و سپید در خیال برخی از دوستان ما هنوز هم ادامه
دارد چیزی که معتقدم سالهاست با گردنکشی و درخشش شاعرانی مثل منوچهر نیستانی / نوذر پزنگ /
حسین منزوی / سیمین بهبهانی /و... در نسل قبل از ما و دوستانی مثل مجید معارف وند / سید مهدی
موسوی / هادی خوانساری/ علیرضا عاشوری /نبراس میر رکنی / سید محمد علی رضا زاده /سیده زهرا
بصارتی /مرحوم نجمه زارع /و بنده و...که با هر سلیقه و گرایشی در خانواده ای به نام
غزل پیشرو گرد هم آمده ایم به پایا ن رسیده است
۳ - بگذریم درهر حال جلسه نقد نور ونیلوفر سه شنبه ششم دی ماه در فرهنگسرای
انقلاب تهران با حضورمجید معارف وند / سید مهدی موسوی / و مهرداد فلاح
به عنوان منتقدین و مهدی فرجی به عنوان مجری و منتقد و با حضور شاعرانی همچون
رضا منزوی / منیره حسینی / آرش شفاعی / امید صباغ / مهرداد نصرتی / فاطمه اختصاری
/ محمد حسینی مقدم و... برگزار شد هنوز گژارش جلسه به دستم نرسیده ولی تصاویری
از این جلسه را در زیرمی بینید




۴ - گویا چند وقت پیش جناب فرزاد حسنی در برنامه ای رادیویی چند غزل از کتاب تشنج کلمات
را دکلمه کرده اند چند روز پیش لینک دانلود آن برنامه به دستم رسید
برای شنیدن دکلمه غزلهای من با صدای فرزاد حسنی اینجا را کلیک کنید
۵ - نور ونیلوفر به مرحله دوم جایزه کتاب فصل راه یافت لینک خبر
۶ - (آرامش در حضور کلمات) سومین مجموعه غزل صالح سجادی ازطرف حوزه هنری
استان تهران منتشر می شود لینک خبر
۷- خوانشی از من را بر شعری از سید مهدی موسوی اینجا بخوانید
۸ - و در پایان مثل همیشه غزل :
به راوی غریب درد های سرزمین مادری ام رضا براهنی
تو می توانی دراین شعر به من غضب کرده باشی
برنجی از این تصاویر صریح و بی پرده باشی
نوشتن از تو چنین است گشودن روی یک زخم
به شرط آنکه درآن زخم نمک نپرورده باشی
تو کیستی ؟ فرض کن یک درخت تبریزی پیر
که می توانی خودت را هم از درون خورده باشی
تو بغض یک گرگ زخمی درون یک باغ وحشی
که لحظه ای بیشه ات را به خاطرآورده باشی
زمان تو را می فروشد و تو فقط می توانی
میان تحقیر بازار غرور یک برده باشی
شبیه یک دلقک پیر در این سوی پرده قه قه
و هق هق گریه ای هم در آنسوی پرده باشی
غروب پائیز زندان نشسته پشت دریچه
و خیره بر یک پرستو فراتر از نرده باشی
شبیه یک مرد عاشق به زندگی دل سپردی
هراسم اما از این است زمرگ دل برده باشی
تمام عمرت بجنگی سپس بخواهی بمیری
برای مردن هم اما نفس کم آورده باشی
تو می توانی بمیری، تو می توانی بمیری؟
تومی توانی ولی آه اگر تو هم مرده باشی...
۹ - بدرود





این خانه ی مجازی متعلق است به یک صالح سجادی مجازی یک متولد 1355تبریز یک فارغ التحصیل مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی از دانشگاه علامه طباطبائی تهران یک شاعر یک کاریکاتوریست ویک فعال در هنر های تجسمی در شعر نزد مرحوم استاد حسین منزوی شاگردی کرده ام ودر کاریکاتور نزد استاد جواد علیزاده در هنر های تجسمی هم نزد استاد احمد فراش خیابانی وخودم